ستاره سوز
بیست و دو کام حبس در سینه از سیگار ساخت وطن
احوال خاموش و آتش سوزان و خاکستری انبوه
مردمکان یاس گشوده رو به فردای بی اعتماد
بیست و دو بازدم با صدای آه
شمردن روزهایی که در تقویممان دفن بود
بوسیدن نقاشی لبخند
انعکاس قهقهه های سرد در ماه
بیست و دو کام حبس در سینه از سیگار ساخت وطن
جعبه اش سفید و قرمز نامش بهمن بود
ستاره سوز چشمان تو
ستاره چین دستان من
هوا ابری ابری بود کام آخر سیگارم تلخ
پژمان تایکندی(دی ماه ۱۳۸۸ ـ کافه گالری رشت)
+ نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 16:17 توسط پژمان تایکندی
|
استفاده از آثار درج شده در این وبلاگ با ذکر نام صاحب اثر بلامانع است