بیست و دو کام حبس در سینه از سیگار ساخت وطن

احوال خاموش و آتش سوزان و خاکستری انبوه

مردمکان یاس گشوده رو به فردای بی اعتماد

بیست و دو بازدم با صدای آه

شمردن روزهایی که در تقویممان دفن بود

بوسیدن نقاشی لبخند

انعکاس قهقهه های سرد در ماه

بیست و دو کام حبس در سینه از سیگار ساخت وطن

جعبه اش سفید و قرمز نامش بهمن بود

ستاره سوز   چشمان تو

ستاره چین   دستان من

هوا ابری ابری بود کام آخر سیگارم تلخ

 

پژمان تایکندی(دی ماه    ۱۳۸۸ ـ کافه گالری رشت)